کد خبر : ۷۰۷۴۳۲
۱۵:۳۶

۱۴۰۵/۰۲/۰۸

از «پست‌های استوری» تا «کتیبه‌های صحن آزادی» | ماجرای شاعری که عیدی‌اش را از امام رضا (ع) گرفت

از «پست‌های استوری» تا «کتیبه‌های صحن آزادی» | ماجرای شاعری که عیدی‌اش را از امام رضا (ع) گرفت
شاید بار‌ها در عبور از صحن‌های باصفای حرم رضوی، چشمتان به کتیبه‌هایی افتاده باشد که واژگانشان، گویی از عمق جان شما، سخن می‌گویند. یکی از این بیت‌های ماندگار که این روز‌ها خلوت زائران را در لحظه وداع با حرم پر کرده، سروده جوانی است که خود را خادم رسانه‌ای حضرت می‌داند.

به سراغ «حسین جوادزاده» رفتیم؛ معلم، شاعر، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته ادبیات و زبان فارسی دانشگاه بیرجند و نویسنده‌ای که معتقد است، شعر گفتن برای این خاندان، نه یک توانایی صرف که، یک «فرصت انتخاب‌شده» است.

نذری که دو سال بعد روی دیوار حرم نشست!

آقای جوادزاده، تک‌بیت معروف شما، «می‌روم دلتنگ! اما دلخوشم آقای من...» این روزها بسیار در فضای مجازی و صحن‌های حرم،دیده می‌شود.

از «پست‌های استوری» تا «کتیبه‌های صحن آزادی» | ماجرای شاعری که عیدی‌اش را از امام رضا (ع) گرفت

ماجرای تولد این بیت از کجا شروع شد؟

ماجرای این تک‌بیت که توفیق شد نذر حرم امام رضا(ع) شود، به حدود دو سال پیش برمی‌گردد.

یکی از دوستان در مرکز رسانه پیشنهاد داد که برای زائرانی که قصد ترک مشهد را دارند، چند بیت با محتوای خداحافظی و دلتنگی نیاز داریم تا در قالب طرح‌های گرافیکی یا استوری منتشر کنیم.

من هم حدود ۱۰ بیت با مضامین جدایی از حرم و شوق دیدار دوباره، برایشان فرستادم و راستش را بخواهید، دیگر سراغشان نرفتم و در آرشیو پیام‌هایم ماند.

شوک شیرین در صحن آزادی؛ وقتی آرشیو من سند اصالت شد!

چه زمانی متوجه شدید که این بیت تبدیل به کتیبه شده است؟

سال گذشته، دقیقاً روز ولادت امام زمان (عج) بود. با همسرم مشرف شده بودیم زیارت و وارد صحن آزادی شدیم، ناگهان چشمم به یک کتیبه افتاد:

«می‌روم دلتنگ! اما دلخوشم، آقای من

هر زمان و هر کجا باشم تو همراه منی».

یک حس عجیبی به من دست داد؛ از آن حس‌هایی که شاعر به شعر خودش دارد. سریع فضای مجازی را چک کردم و دیدم بله! این همان بیتی است که یک سال پیش فرستاده بودم.

همیشه از آقا خواسته بودم اگر افتخار می‌دهند، بیتی از من در گوشه‌ای از حرم باشد. آن لحظه حس کردم امام رضا(ع) و امام زمان (عج)، عیدی عجیبی به من داده‌اند.

مهر تأییدی بر ایوان طلا؛ «تمام حاجت ما مژده ظهور شماست»

گویا این اتفاق خوش‌یمن امسال هم تکرار شده است؟

بله، عجیب اینجاست که امسال هم در روز ولادت حضرت ولی‌عصر (عج)، تک‌مصرعی از بنده با عنوان «تمام حاجت ما مژده ظهور شماست»،بر سردر ایوان طلای صحن انقلاب نقش بست.

وقتی دو سال پیاپی در یک روز خاص این اتفاق می‌افتد، برای من چیزی فراتر از یک اتفاق ساده است؛ این را یک مهر تأیید بر قلبم می‌دانم که حضرت می‌بینند و می‌شنوند.

لذت تماشای عکس‌های یادگاری زائران با واژه‌ها

واکنش زائران و بازخوردها در فضای مجازی چطور بود؟

وقتی اولین بار بیت را در اینترنت جست وجو کردم، دیدم تعداد بی‌شماری از زائران ایرانی و حتی غیرایرانی، عکس این کتیبه را با حس و حال خودشان به اشتراک گذاشته‌اند.

بارها در صحن آزادی نشسته‌ام و تماشا کرده‌ام که چطور یک زائر گوشی‌اش را برمی‌دارد و از این کتیبه عکس می‌گیرد یا زیر لب، آن را، زمزمه می‌کند.

آن انرژی مثبت مستقیماً به من برمی‌گردد و انگیزه‌ای می‌شود تا این توانایی قلم زدن را فقط در راه اهل‌بیت(ع)، به کار بگیرم.

از سال ۸۸ می‌نویسم؛ شعر رضوی یک «فرصت» است

کمی از سوابق ادبی‌تان بگویید و اینکه فعالیت در آستان قدس، چه تاثیری بر قلم شما داشته است؟

من از سال ۸۸ به‌طور جدی می‌نویسم. در سال ۹۸ رتبه سوم جشنواره بین‌المللی شعر و مشاعره رضوی در شیراز را کسب کردم.

در حدود ۴ سالی که در مرکز رسانه آستان قدس مشغول هستم، توفیق داشتم حدود ۴۰۰ تک‌بیت برای صفحات آستان، بنویسم.

معتقدم سرودن برای اهل‌بیت یک «فرصت» است که شاید به هر کسی داده نشود.

خیلی‌ها توانایی شاعرانه دارند، اما اینکه واژه تو اجازه پیدا کند روی کتیبه حرم بنشیند، فقط و فقط عنایت خود حضرت است.

می روم دلتنگ

نیست در صحن و سرایت غیر نور و روشنی

بر دل بی سرپناه من تو تنها مأمنی

با دلی لبریز از امید اینجا آمدم

ناامید از اینکه دست رد به قلبم می‌زنی

سایه لطفت مرا کافیست آقاجان، چه غم

این که دارد با من این دنیای فانی دشمنی

حال و روز من کنارت حال روز بهتریست

زندگی بی تو نمی ارزد به قدر ارزنی

وقت رفتن خوب می‌دانی که حالم خوب نیست

اشک و آه و بغض و دلتنگی عجب دل کندنی

می‌روم دلتنگ! اما دلخوشم، آقای من

هر زمان و کجا باشم تو همراه منی

حضرت دوست

شنیده‌ایم از این بارگه عنایت‌ها

هزار معجزه و سیلی از کرامت‌ها

چه اتفاق قشنگی است زائرت شده ام‌

من و طواف حریم تو بعد مدت‌ها

دوباره اذن دخول و دوباره دست نیاز

سلام‌مونس جان‌ها ولی نعمت‌ها

چه خاضعانه فرود آمده است حضرت دوست

در آستان عظیمت سر ارادت‌ها

کنار صحن تو دارالشفای این حرم است

که باز می‌شود آنجا در اجابت‌ها

به نان سفره‌ی این خانواده محتاجیم

به خاندان کرم مظهر سخاوت‌ها

دعای سجده‌ی دلداده شما این است

که قسمتش بشود افضل زیارت‌ها

هرگز

من و دل کندن از این شوق رسیدن هرگز

دل از این مهر و وفای تو بریدن هرگز

منم آن کفتر بی نام نشان حرمت

به سرم‌نیست دگر شوق پریدن هرگز

حرمت جلوه‌ای از جنت اعلی باشد

حرم‌ حضرت خورشید ندیدن هرگز

تو اگر ضامن آهوی پریشان باشی

غم آشفتگی و ترس و رمیدن هرگز

سر گلدسته طنین خوش نقاره زنان

حرم و صوت بهشتی نشنیدن هرگز

دل هر زائرت آقا شده سرمنشا عشق

نتوان‌نقشی از این عشق کشیدن هرگز

و در این سینه دلی هست که دور از حرمت

به سرش نیست دکر شور تپیدن هرگز

مژده ظهور

وآمدی و در این سینه شوق و شور شماست

نصیب اهل زمان، شادی و سرور شماست

دوباره در دل این کوچه‌ها، خیابان ها

نشان عطر دل‌انگیزی ازعبور شماست

همیشه بر سر ما بوده سایه‌ی لطفت

و نان سفره‌ی ما گرم، از تنور شماست

گناه ما همه دیدی، شفیع ما بودی

دلیل صبر خدا هم، دل صبور شماست

دعای خیر شما شد نجات بخش همه

که در سیاهی و ظلمت نشان نور شماست

برای من که بریدم دل از همه آقا...

تمام دلخوشی زندگی، حضور شماست

بیا... بیا... که نباشد دعا از این بهتر

تمام حاجت ما مژده‌ی ظهور شماست


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها